السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
139
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كرده است ؛ او آنجا كه در فصل چهارم كتاب ، دربارهى صفت « الانزع البطين » ، براى اميرالمؤمنين عليه السلام سخن مىگويد ، به آن حديث استشهاد مىكند . بخشى از كلام او چنين است : « همواره در كنار رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بود و خداوند متعال بر دانش او مىافزود تا اينكه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم - / بنابر آنچه ترمذى در صحيحش با اسناد خود از او نقل كرده است فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » او از دانش سرشارش قضاياى پيچيده و سركش را فرو مىنشاند و مشكلات رخدادها را توضيح مىداد و احكام بسيار سخت را آسان مىنمود و در هر دانشى از او نشان و اثرى بود و بر هر حكمتى روشنگرى و غلبه داشت كه به زودى در فصل ششم ، تفصيل اين اثرگذارى و بيان دانش و فضيلت او خواهد آمد . انشاءاللَّه تعالى » . و در فصل ششم به آن اشاره مىكند : « از آنجمله ، روايتى است كه امام ترمذى در صحيحش با اسنادش نقل كرده و پيشتر در صفت اميرالمؤمنين كه ايشان انزع بطين است ، بدان استشهاد شد : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و امام ابومحمّد حسينبن مسعود قاضى بغوى در كتابش ، « المصابيح » نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من خانهى حكمتم و على درِ آن است . » آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم دانش را به شهر و حكمت را به خانه مخصوص گردانيد . از آنرو كه دانش ، گونههاى وسيعتر و فنون گستردهتر و شاخههاى بيشتر و سودهاى فراگيرتر از حكمت دارد . ( لذا ) اعم را به بزرگتر و اخص را به كوچكتر اختصاص داد ، تا پايان آنچه كه بعد از اين خواهد آمد . انشاءاللَّه تعالى » . كتاب « مطالب السئول » از كتابهاى ارزشمند و نوشتههاى معتبر شمرده مىشود كه دانشمندان بزرگ در نوشتههاى گوناگون خود بر آن اعتماد و تكيه كردهاند . محمّد محبوب العالم در جاهايى از تفسيرش كه دهلوى و شاگردش ، رشيد ، آن را ستودهاند و بر